تبليغاتX
صدای باران

پنجشنبه 30 آذر1385

شب یلدا رو تبریک می گم. اولین یلداتون نیست اخریش هم نباشه !

 

هرچه از روشنی و سرخی داریم ، برداریم  

 

در کنار هم نشینیم و بگذاریم

 

که دوستی ها

 

سدی باشد در برابر تاریکی ها

 

نسیم و شاد باشیم و بگویم و بخندیم

 

بگذاریم هرچه تاریکی است

 

هرچه سرما و خستگی است

 

تا سحر از وجود مان رخت بر بندد

 

تا صبح شب یلدا بیداری را پاس داریم و

 

سرخی انار را اسلحه ای سازیم

 

برای نبرد با ظلمت

 

تا صبح راهی دراز است

 

 

******************************

شب یَلدا یا شب چِله آخرین روز آذر ماه، شب اول زمستان و درازترین شب سال است.
ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بزرگ‌تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی.
مراسم و آداب جشن
برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می‌شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می‌کردند.آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده‌گویی می‌کنند.
پیشینهٔ جشن
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:56  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385

آیین شب یلدا
 
 
 
گرد آمدیم:
 شبچره ای بود و آتشی،
گفت و شنود و قصه و نقلی ز سیر و گشت ...
وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ
در اوج سرگذشت
یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی
لختی به تن طپید و به هم رفت و درشکست
با خانه می شدیم که گرد سپیده دم
بر بام می نشست
 
سیاوش کسرایی
 
یلدا برگرفته از واژه ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر « میترا» می پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می گرفتند و گرد آتش جمع می شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند.
«میزد»  نذری یا ولیمه ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده ها و فرآورده های خوردنی فصل و خوراک های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند.
 و بازمانده این رسوم هنوز پابرجاست و به ویژه به وسیله خانواده های زرتشتی در ایران و هندوستان و سایر کشورهای جهان، تمام و کمال اجرا می گردد.
باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون ( ثروتمند افسانه ای) ، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه ها می آید و به مردم هیزم می دهد، و این هیزم ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می کردند .
 
مراسم تولد میترا به عنوان شبی مقدس همراه با آیین مهر« میترائیسم»، از طریق مانویان و نوافلاطونیان مشرق زمین، به اروپا رفت و پس از بسط و گسترش آیین مسیحیت، بسیاری از آداب و رسوم « کیش مهر» جذب آن شد و میلاد مهر، که به عقیده مهرپرستان منجی بشریت در پایان دنیا خواهد بود، به مسیح منتسب گشت و شب یلدا تبدیل شد به شب نوئل که در روز 25 ماه دسامبر جشن گرفته می شود و چند شب با شب یلدای ما فاصله دارد.
 
علامه محمد قزوینی در یادداشت های خود بر « برهان قاطع» چنین نوشته است:
 
« یلدا لغت سریانی است و در آن لسان همان کلمه میلاد عربی است که عبارت از زمان ولادت عیسی است.»
 
محمد علی تربیت در « تذکره دانشمندان آذربایجان» می نویسد:
 
« یلدا کلمه ای سریانی است به معنی میلاد عربی، چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند، از این رو بدین نام نامیدند.»
 
دکتر محمد معین در حواشی برهان قاطع می نویسد:
 
« در قاموس سریانی به انگلیسی « پاین اسمیت» زوجه مرحوم « مرگلیوث»، عیناً یلدا را به معنی ولادت و میلاد تفسیر کرده...»
 
ابو ریجان بیرونی در « آثار الباقیه» می نویسد:
 
« و در شبی که روز بیست و پنجم این ماه بر آن مقدم است، به عقیده رومیان شب بیست و پنجم محسوب می شود و عید میلاد در آن روز است که عید میلاد مسیح باشد و عید یلدا»
 
پورداود در « یشت ها» می نویسد:
 
« باید دانست که جشن میلاد مسیح( نوئل) که در 25 دسامبر نثبیت شده ، طبق تحقیق محققان در اصل جشن ظهور میترا( مهر) بوده است که عیسویان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند.»
 
در ادبیات پارسی نیز برخی شاعران به رابطه تولد مسیح و یلدا توجه کرده اند ، از جمله، امیر معزی چنین سروده است:
 
ایزد دادار مهر و کین تو گویی
از شب قدر آفرید و از شب یلدا
 
زان که به مهرت بود تقرب مومن
زان که به کینت بود تفاخر ترسا
 
همین شاعر در بیت دیگری  چنین به شب یلدا اشاره کرده است:
 
تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا
 
سنایی نیز در باره  ارتباط  شب یلدا با تولد مسیح، چنین سروده است:
 
 به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا
 
 
در ادبیات پارسی، شب یلدا کنایه از سیاهی و درازی گیسوان معشوقه، و هم چنین، استعاره ای بر بلندی و سیاهی شب دراز هجران و حرمان و جدایی بوده است. چند بیت شعر از چند شاعر پارسی گوی در باره شب یلدا در اینجا به عنوان  نمونه هایی از تجلی شب یلدا در آینه شعر و ادبیات پارسی آورده ام:
 
روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف
گویی از روی قیامت شب یلدا برخاست   -   سعدی
 
نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست   - سعدی
 
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود – سعدی
 
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید  - حافظ
 
بیدار شو که در شب یلدای نیستی
در پرده است چشم تو را طرفه خواب ها  - صائب
 
همه شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز به چاه شب یلدا بیند   -   خاقانی
 
هست چون صبح آشکارا کاین صبوحی چند را
بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من   -  خاقانی
 
قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا – ناصر خسرو
 
کرده خورشید صبح ملک تو
روز همه دشمنان شب یلدا – مسعود سعد
 
شاهی که هول و کینه او بر عدوی ملک
تابنده روز را شب یلدا همی کند – مسعود سعد
 
نور رایش تیره شب را روز نورانی کند
دود خشمش روز روشن را شب یلدا کند – منوچهری
 
روز پهلوی شب یلدا زند
خویش را امروز بر فردا زند – اقبال لاهوری
 
اشک خود بر خویش می ریزم چو شمع
با شب یلدا درآویزم چو شمع – اقبال لاهوری
 
چشم جان را سرمه اش اعمی کند
روز روشن را شب یلدا کند – اقبال لاهوری
 
يلدا شب عاشقان بيدل است. يلدا شبی ست گيسو فروهشته به دامان. يلدا شب گره زلف يار است:

 
معاشران گره از زلف يار باز كنيد
شبى خوش است بدين قصه اش دراز كنيد

يلدا شب ميانه عشق است. شب هاى دراز هجر و حرمان و فرقت به آخر رسيده و شب هاى كوتاه كام و وصل با سحرگاهان تابناك يگانگى در راه است. شب اعتماد بر الطاف كارساز است:


به جان دوست كه غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف كارساز كنيد.

يلدا شب عاشق و معشوق است، شب رمز و راز، شب ناز و نياز:


ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است
چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد.

در اين شب هر كه به عشق نينديشد و از عشق زندگى نگيرد و از زندگى كام دل نستاند، مرده اى بيش نيست:


هر آن كسى كه در اين حلقه زنده نيست به عشق
بر او نمرده به فتواى من نماز كنيد!

يلدا شب بيداريست، شب دراز مهربانى، شب مهرباوران و مهرياران، شب مهر گستران و مهركاران...

 
 
میوه  اصلی شب یلدا گل آتش است، آتش جاودانه، آتش خاموشی ناپذیر عشق، آتش تابناک مهربانی، آتش امید، آتش شوق و اشتیاق، آتش شورانگیز وصلت، آتش شفق گونه شفقت، و همه میوه های برگزیده سفره یلدا نماد و نشانه آتش است.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:53  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385


باز در چهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندم و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
که سراپای وجودم را سوخت
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشک
حسرتی یخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسویم ایی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:51  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385

زندگي ما زائيده ي انديشه ي ماست. ( مارك اورل )
هر انساني محصول افكار خويش است. ( دكتر شوارتز )
در تصميم هاي خود زياد تاخير نينداز. ( رابينز )
تكامل بايد هدف اوليه همه هنرمندان حقيقي باشد.( بتهوون )
به پيروزي بينديشيد و هرگز به شكست فكر نكنيد.( دكتر شوارتز )
راز سعادت در اين است كه كاري را كه به تو واگذار شدا دوست بداري.( الدوس هالكسلي )
بر جسم و روح خود مسلط شو.( رابينز )
نابغه كسي است كه پيوسته افكارش را از قوه به فعل در مي آورد.( بالزاك )
علت اصلي همه رنجها در مغز، طريقه فكر كردن آدمي است.( ديل كارنگي )
 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:50  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385

سلام بر تو اي نيلوفر زيباي من وقتي که در شاخ شاخ نگاهم پرنده هاي غريب اشک لانه کردند موقعي که بهار صبح کوفته و کوبيده سر به درگاه خاکين قلبم سائيد انگاه بود که در خود احساس ياس و نا اميدي داشتم در تجسس مونسي بودم که ناگهان نسيمي وزيد و پرده هاي پنجرهي قلبم را کنار زد و عطر آيين عشق را به خاکروبه هاي ديواره قلبم رساند. آنگاه بود که تو آمدي و مرا از کسالت رهائي دادي .پس اي عشق اي غريبه امروز با صبر و متانت به تو ميفهمانم که... دوستت دارم.   
-+-+-+-+-+-
نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش
-+-+-+-+-+-
يك شب از آبي چشمان تو باران باريد آسمان دل من اشك فراوان باريد نظم باران نگاه تو پس از يك رويا رفت و آشفته ترين برف زمستان باريد من نشستم كه تو در خاطره ام بنشيني و نشستي تو و يك ابر گلستان باريد آسمان دل من صاف تر از آينه است با نگاه تو هم از آينه باران باريد يك شب از دفتر چشمان تو خواهم پرسيد.
-+-+-+-+-+-
دوست داشتن او اگر گناه است من در قعر جهنمم
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:35  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385

رهايي يعني اسير در دست يار
 رهايي يعني ديدن يار در انتهاي افق
 رهايي يعني دلتنگي در بين جمع بودن
 رهايي يعني نگاه سليمان عشق به موران مجنون زده
‌ رهايي يعني بودن، در عين مردن
‌ رهايي، و چه زيباست آزادي در عين اسيري ....
 من مي انديشم پس هستم. ( دكارت )
 من عصيان مي كنم پس هستم . ( آلبر كامو)
 من احساس مي كنم پس هستم . ( آندره ژيد )
آن که بيشتر دوست دارد ضعيف تر است و بيشتر رنج مي برد
‌ ديگر پناه پشت كسي نيست
آتش را بسوختبار سرود و شعر فروزان ميدارند
تيپ هر كس با كدي هاي كه نشون ميده مشخص ميشه .
 اگر زمستان مي دانست درخت غرق شكوفه بهار چقدر زيباست هنگام رفتن پشت سرش را نگاه مي كرد .
 هزار دستان روح گل پرپر شده را تا افق دوردست همراهي مي كند .
 عمرم صرف معذرت خواهي از گلي شد كه در بهاران پيچيده ام .
 پپيچك حق ناشناس دور گردن باغبان مي پيچد .
 قفس با در باز سر در پي پرندگان مي گذارد .
 نوابغ دو تاريخ تولد دارند .

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:29  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385

تعداد زيادي از پزشکان مشوق هر نوع پياده روي هستند، پياده روي امکان بيماريهاي قلبي را کاهش ميدهد و ميتواند راه مطمئني براي حفظ تناسب اندام و در نتيجه سلامتي بيشتر شود. ديگر اينکه پياده روي کاري است آسان که ميتوانيد برايش به راحتي برنامه ريزي کنيد و اين برنامه را ادامه دهيد. در اينجا به چند نکته که شما را در مسير صحيح قرار ميدهند اشاره ميکنيم:

 

چه بپوشيم
1. از يک جفت کفش راحت و کاملا اندازه شروع ميکنيم. يک فروشگاه مطمئن کفش ورزشي ميتواند به شما در انتخاب کفش مناسب کمک کند.توجه کنيد که کفش کف طبي متناسب با گودي کف پا و کنارههايي محکم داشته باشد. از آنجايي که معمولا يک پا کمي بزرگتر از پاي ديگر است،کفش خود را متناسب با اندازه پاي بزرگتر خود انتخاب کنيد.
2. جورابهايي را انتخاب کنيد که بيشتر ميپسنديد،ممکن است شما جورابهايي با بافت متراکم و ضخيم انتخاب کنيد که چسبان هستند و از ميزان اصطکاک پا و کفش کم ميکنند و يا نوع نازک که جاذب رطوبت هستند ويا نوع نخي را ترجيح دهيد. م
3. لباسهاي آزاد و راحت بپوشيد و اگر هوا سرد است به جاي يک پوشش ضخيم از چند پوشش نازک و سبک استفاده کنيد تا بتوانيد پس از گرم شدن از تعداد آنها کم کنيد.

چگونه شروع کنيم تا بتوانيم ادامه دهيم
1. با يک ميزان متناسب و نسبتا کوتاه شروع کنيد.براي مثال 15 تا 20 دقيقه با سرعت متوسط راه برويد.
2. پياده روي شما بايد شامل سه بخش باشد: گرم کردن، طي کردن مسافت مورد نظر و حرکات پاياني براي خنک کردن بدن.
3. براي گرم شدن : 5 دقيقه اول را با سرعت کم،در حدود نصف سرعت عادي خودتان راه برويد. بعد مکث کنيد و مقداري حرکات کششي انجام دهيد. تمرکز حرکاتتان روي مچ پا رانها و پشت ساق پا باشد.اين کار موجب نرمي و انعطاف پذيري ماهيچه هايتان ميشود.اما توجه کنيد که اين کار تنها در صورتي مفيد است که بدنتان را گرم کرده باشيد.کششها بايد آرام و با مکث باشد و فشار بيش از حد بر ماهيچه ها وارد نکند. 4. پس از حرکات کششي با سرعت عادي شروع به راه رفتن کنيد.سرعت و مسافت پياده روي بايد متناسب با سن و شرايط عمومي بدنتان باشد.هرگز از حد تعادل خارج نشويد. زماني که قادر باشيد بدون تنگي نفس هنگام راه رفتن گفتگو کنيد،از سرعت مناسب خارج نشده ايد.
5. شانه هاي خود را عقب نگه داريد و عضلات خود را آزاد کنيد.بگذاريد دستهايتان آزادانه در کنارتان تاب بخورند.
6. قدمهاي خود را به صورت پاشنه به پنجه برداريد. کف پا را بر زمين نکوبيد.
7. گامهاي منظم برداريد تا سرعتتان يکنواخت باشد.
8. در 5 دقيقه آخر پياده روي، به تدريج گامهايتان را کوتاه و سرعتتان را کم کنيد تا به سرعت اوليه زمان گرم کردن برسيد. پياده روي خود را با تعدادي حرکت کششي تمام کنيد. اين کار ماهيچه ها را از انقباض خارج کرده و ضربان قلب را به حالت طبيعي برميگرداند.

انتخاب سرعت مناسب
1. به تدريج، براي مثال در طول يک هفته، 5 دقيقه به زمان پياده روي خود اضافه کنيد.حرکات کششي را هرگز حذف نکنيد.
2. هنگامي که زمان پياده روي شما به 30 دقيقه يا بيشتر رسيد، سعي کنيد مسافت حرکت خود را در همين چهارچوب زماني افزايش دهيد .
3. براي بدست آوردن بهترين نتيجه، حداقل 4 مرتبه در هفته و هربار به مدت 20 دقيقه يا بيشتر پياده روي کنيد.
4. از هر فرصتي براي بيشتر راه رفتن استفاده کنيد، حتا اگر در اين حد باشد که در مدت پخش تبليغات از تلويزيون از جاي خود بلند شويد و کاري انجام دهيد.(يادتان باشد که اين کار رفتن به سراغ يخچال نباشد!)

چگونه از صدمات احتمالي پيشگيري کنيم
1. عدم ثبات يکي از دلايل اصلي بروز صدمات بدني در ورزش است. کليد موفقيت در افزايش تدريجي شدت و مقدار (زمان و مسافت) است. امکان اينکه در جلسه اول پياده روي در ماهيچه هاي خود احساس کوفتگي کنيد وجود دارد و کاملا طبيعي است و در عرض 48- 24 ساعت برطرف ميشود.
2. مراقب باشيد که زودتر از زمان مناسب زمان،سرعت و مسافت پياده روي خود را افزايش ندهيد.
3. اگربراي مدت چند هفته به دليلي موفق به پياده روي نشديد، انتظار نداشته باشيد که بتوانيد با همان سرعت و قدرت قبل ادامه دهيد، طبعا مدتي زمان براي بازگشت به حالت قبل لازم است.
4. در صورتي که پاشنه کفشهايتان ساييده شده است، بخصوص اگر اين ساييدگي نا منظم است، بايد به فکر تهيه کفش جديد باشيد.

پياده روي مزاياي بيشماري دارد
1. قلب شما را سالم نگه ميدارد. فعاليتهاي بدني موجب کاهش فشار خون بالا شده و ميزان کلسترول "مفيد" را در خون افزايش مي دهد که خود عاملي براي جلوگيري از حمله قلبي است. داشتن اندام مناسب خطر ابتلا به ديابت، سکته قلبي و فشار خون بالا را کاهش ميدهد.
2. انرژي شما را افزايش ميدهد. پياده روي قابليتهاي شما را در انجام کارهاي روزانه و مقابله با تنشهاي روحي افزايش ميدهد.
3. به خوابيدن شما کمک ميکند. اگر از بيخوابي رنج ميبريد، پياده روي کمک بزرگي براي داشتن يک خواب راحت و بدون تنش است.
4. استخوانهاي شما را سالم نگه ميدارد. يياده روي از پوکي استخوان جلوگيري ميکند و اصولا هر ورزشي که موجب مقاومت بدن در برابر نيروي جاذبه شود، در استحکام استخوانها بسيار موثر است.

يک نکته مهم اگر بالاي 40 سال سن داريد و قبلا هرگز ورزش نکرده ايد، حتما قبل از شروع ورزش با پزشک خود مشورت کنيد.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:26  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385

چرا انسان ها خواب مي بينند، تعابير خواب ها چيست، چه رازهايي در آنها نهفته است و ...

علاقه به خواب و رويا پيشينه اي به قدمت تاريخ بشريت دارد. يکي از کتاب هاي آسماني مانند "قرآن" و "انجيل" سرشار از داستان هاي مختلف در مورد خواب و رويا مي باشد که شامل اولين روياها که تقريبا 1900 سال قبل از ميلاد مسيح به وقوع پيوستند نيز مي باشد. مردم يونان، روم و بابل به خواب و رويا اعتقاد محکمي داشتند به ويژه در شب هاي جنگ. آنها تصور مي کردند که خدا از طريق رويا به آنها راه پيروزي را نشان مي دهد. امروزه اعتقاد به خواب و رويا و تفسير آن مانند گذشته عميق نميباشد. در آغاز قرن 20 زيگموند فروي خواب را به اين صورت تعريف کرد: "راهي ملکوتي به ضمير ناخودآگاه." او تصور خود را از رويا نشات گرفته از احساسات سرکوب شده فرد به ويژه اميال جنسي مي دانست. امروزه بر اين باورند که تعبير فرويد اندکي ساده انگارانه بوده. اما به راستي ما براي چه خواب مي بينيم؟

خواب هايي که مي بينيم معمولا نوعي واکنش نسبت به افکار، فعاليتها و احساساتي هستند که در طول روز داشتيم. آنها بازتاب افکاري هستند که براي يکي دو روز گذشته در ذهن ما خطور مي کردند. روياها ظاهرا يکي از بخش هاي جدا نشدني موجوديت ما هستند. چندي پيش آزمايشي انجام شد که در طي آن به افراد بالغ داروهايي داده ميشد که اجازه حرکت سريع مردمک چشم در خواب (REM) را از آنها مي گرفت. زماني که چشم چنين حرکتي دارد، فرد مورد نظر خواب مي بيند. حذف توانايي خواب ديدن تضادهاي اخلاقي شديدي را در افراد تحت آزمايش ايجاد کرد. آنها به شدت مضطرب و خشن شده بودند و نمي توانستند به راحتي بر روي مطلبي تمرکز کنند. در اين آزمايش همچنين ثابت شد که هر چه فردي جوانتر باشد رويا براي حفظ سلامت او نقش محوري تري را بازي مي کند.

مطالعه و تحقيق دانشمندان در زمينه خواب و رويا به يکسري نتايج جهان شمول ختم شده. اول اينکه تمام افراد حتي آنهايي که اين امر را انکار مي کنند خواب مي بينند. خواب ديدن به اندازه نفس کشيدن يک امري بديهي است. کودکان خيلي بيشتر از بزرگترها خواب مي بينند. نوزادان در حدود 70% از خواب خود را در حال ديدن روياهاي متعدد هستند. در مقايسه، بزرگسالان تنها در 25% از خواب خود رويا مي بينند. در برخي موارد ثابت شده است که حيوانات نيز خواب مي بينند.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:20  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 30 آذر1385

قايقي خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه درآن هيچكسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.
***
قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
همچنان خواهم راند.
نه به آبي ها دل خواهم بست
نه به دريا - پرياني كه سر از آب بدر مي آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي گيران
مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان.
***
همچنان خواهم راند.
همچنان خواهم خواند:
دور بايد شد، دور.
مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.
هيچ آيينه تالاري، سرخوشي ها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.
***
همچنان خواهم خواند.
همچنان خواهم راند.
پشت درياها شهري است
كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است.
بام ها جاي كبوترهايي است، كه به فواره هوش بشري مي نگرد.
دست هر كودك ده ساله شهر، شاخه معرفتي است.
مردم شهر به يك چينه چنان مي نگرند
كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.
خاك، موسيقي احساس ترا مي شنود
و صداي پر مرغان اساطير مي آيد در باد.
***
پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان
سحر خيزان است.
شاعران وارث آب و خرد و روشني اند.
***
پشت درياها شهري است!
قايقي بايد ساخت.
-------------
بعد یک راه دراز،
پشت یک کوه بلند،
بعد دریا، پس یک اقیانوس
خشکی کوچک زیبایی هست که دلش میخواهد تا ابد گم باشد
دور از گله ی این آدم ها تا نگردد ویران دست این آدم ها...

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:12  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 25 آذر1385

سلام دوستان عزیز و همراهان همیشه کلبه تنهایی من


امروز شنبه است درسته و وقت اپدیت کردن من ولی گفتم نگه دارم اپدیت رو برا روز پنجشنبه که یه روز خوبیه!

 بعد گفتم یه خبری بدم تا یادم نرفته روز 4 و 11 دی ماه حتما سر بزنید که این چند روزه غوغا میشه اینجا !


منتظر حضور گرمتون هستم

عزیزین همتون برام 

صدای باران

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:1  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 18 آذر1385

اين جهان مي ماند و ما نيستيم** خوش به حال ما، که با دل زيستيم
-+-+-+-+-+-
زندگي تکرار تفکر در حلقه حيات است
زندگي معماي وجود در تفکر بشر است
زندگي آزمايشگاه صبر براي موجود کم طاقت است
 و اما ؟؟؟
زندگي لطف اجباري اما شيرين خداوند است
-+-+-+-+-+-
هر رفتاري از ديگران كه موجب آزار ما مي شود موجب شناخت بيشتر خودمان خواهد شد
-+-+-+-+-+-
دوستي که شما را درک کند شما را ميسازد و ما کسي را دوست داريم که مثل ما باشد ، مثل ما فکر کند مثل ما احساس کند و مثل ما بنشيند و راه برود و نگاه کند و نفس بکشد حتي مثل ما حرف بزند ، آنچه را ما دوست داريم دوست داشه باشد ، و از آنچه نفرت داريم نفرت داشته باشد....
-+-+-+-+-+-
اگر باور داري که احساس بد يا نگراني زياد، در آنچه در گذشته اتفاق افتاده يا در آينده رخ مي دهد تغييري ايجاد مي کند، بدان که انگار روي اين کره زندگي نمي کني و از واقعيت هاي آن سر در نمي آوري.
-+-+-+-+-+-
چيزي را که دوست داري به دست بياور وگرنه مجبوري چيزي را که به دست مي آوري را دوست داشته باشي
-+-+-+-+-+-
پيش از سحر هميشه تاريك است.اما تاكنون نشده كه خورشيد طلوع نكند.به سحر اعتماد كن...!
-+-+-+-+-+-
فهميدن عشق را چه مشكل كردند ما را ز درون خويش غافل كردند انگار كسي به فكر ماهي ها نيست سهراب بيا كه آب را گل كردند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:10  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 18 آذر1385

● براساس آخرين تحقيق انجام شده در كشور انگلستان، حيوانات خانگي اين كشور هر روز چاق تر مي شوند و سلامتي شان را از دست مي دهند. دامپزشكان ،تغذيه بيش از حد حيوانات، كم تحركي آنها و رژيم غذايي نامناسب را عامل اين پديده مي دانند . به همين دليل يك پنجم حيوانات خانگي از بيماري هاي انساني از جمله آرتوروز و ديابت رنج مي برند.

● طبق گزارشات اخير يكي از مناره‌هاي تاج محل به طرز خطرناكي كج شده است و گروهي از كارشناسان در حال تحقيق در اين مورد هستند كه آيا خشك شدن رود يامونا كه در نزديكي اين مقبره قرن هفدهمي قرار دارد بر پايه‌هاي آن اثر گذاشته است يا خير. تاج محل كه 4 مناره ظريف دارد به دستور شاه‌جهان به ياد همسر دومش، ممتاز محل، كه به هنگام زايمان از دنيا رفت ساخته شد. يکي از کارشناسان معتقد است كه بستر رود يامونا بايد بار ديگر پر شود تا مناره بيش از اين كج نشود. انگليسي‌ها در سال 1940 تحقيقي انجام دادند كه نشان داد اين مناره در حدود 11 سانتي‌متر كج شده است. بنا بر يك تحقيق ديگر در سال 1965 كجي اين مناره تا 15 سانتي‌متر افزايش يافته بود. با گذشت زمان به احتمال زياد خميدگي اين مناره افزايش يافته و نياز به تصميم جدي دارد. تاج محل روي سكويي بلند قرار گرفته و 4 مناره 13 متري در 4 گوشه آن باعث تعادل آن هستند. اين مناره‌ها عمداً با قدري خميدگي به بيرون ساخته شده‌اند تا در صورت وقوع زلزله روي خود مقبره سقوط نكنند.

● در حوالي جزيره كيتنوس در درياي اژه، مجسمه برنزي 2400 ساله به تور يك ماهيگير خوش شانس يوناني افتاد. علي رغم اين كه مجسمه فاقد سر، يك دست و يك پا است ولي با اين حال همچنان اثر ارزشمندي تلقي مي‌شود. عريان بودن اين پيكره و فرم آن كه نشان دهنده نوعي حركت است و همچنين توجه خاص به جزئيات آناتومي بدن اين پيكره، كارشناسان را متقاعد كرده است كه اين مجسمه به يك ورزشكار جوان يوناني تعلق دارد. اين مجسمه حدود 75 كيلوگرم وزن و 150 سانتيمتر طول دارد.

● گراهام تیلور نویسنده مشهور کتب کودکان، در حين اسباب کشی ، وسایل غیر قابل استفادهاش را در یک سطل آهنی ریخت وآنها را آتش زد اما اشتباها نسخه اصلی کتاب معروفش Shadowmancer و صد صفحه از کتاب اخيرش را نیز در جمع آنها سوزاند. گفته ميشود ارزش نسخه اصلي Shadowmancer بالغ بر 250 هزار پوند و ارزش آن صد صفحه هم 125 هزار پوند برآورد ميشود. وی در پاسخ به خبرنگاری گفت: "حالا من گرانترين خاکستر دنيا را دارم!"

● يک ماده چسبناک بدست آمده از پوست قوربقه را مي توان براي ترميم اتصالات زانو بکار برد. محققان استراليائي پارگي غضروفي در زانوي 10 گوسفند را با اين چسب طبيعي که قوربقه ها از آن براي به تله انداختن حشرات استفاده مي کنند ، ترميم کره اند.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:2  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 18 آذر1385


ايران اکونوميست:تصويري كه مشاهده مي كنيد متعلق به آنتوني پرودو مي باشد . او كه هم اكنون در 78 سالگي در يكي از محله هاي ايالت كاليفرنيا در خانه اي نسبتا بزرگ زندگي مي كند و بازنشسته مجله ي سورند اويك مي باشد ادعا مي كند در دوران جواني در واقع نوعي خون آشام بوده است .
حوادث 1385/8/22 در محاسبه اي كه ماهنامه ي دورتا با وي انجام داد او گفت : از دوران بلوغ به بعد احساس كردم از خون خوشم مي آيد اوايل آب تمشك يا ميوه هاي شبيه به آن را مي گرفتم و با حس اينكه خون است آن را مي خوردم با تشريفات خاصي . مثلا جلوي آينه مي ايستادم در اتاقم كه تاريك بود و تنها شمعي روشن مي كردم كه رنگ محتويات ليوان و چهره ام را نشان دهد و از اين كار لذت مي بردم .
بعدها يعني بين سنين 19 تا 21 سالگي از خون گنجشكها مي خوردم . آنها را شكار مي كردم يا از پرنده فروشي مي خريدم و پس از بريدن گلوي آنها خونشان را مي نوشيدم . كسي خبر نداشت ولي من از اين كار لذت فراوان ميبردم .
بعدها با سوزن انگشتانم را سوراخ مي كردم و خون خودرا مي خوردم كمي بعد با يكي از دوستان صميمي ام كه متوجه حال عجيب من شده بود در ميان گذاشتم و خواستم كمي از خون خود را به من بدهد او اين كار را كرد و مقدار خيلي كمي از خون خودش را در ظرفي بمن داد و گفت بيشتر از آن ديگر غيرمنطقي است و نمي تواند كمكم كند .
ولي از همان سالها تا نزديك 34 سالگي به خوردن خون پرندگان و خودم مي پرداختم و علاقه ام كم نشده بود البته نمي دانم چرا و لي چهره ام تغيير كرده بود . زير چشمانم گود بود و دهان و زبانم سرخ بود كمي عجيب بود . د ر آن سال ازدواج كردم و بخاطر همسرم مجبور شدم ديگر خون نخورم چون مرا مي ديد و شايد جدا ميشد . 3 فرزند هم دارم كه ظاهرا هيچ كدام علاقه اي به خون ندارند . آنها در حال حاضر فرزنداني هم دارند و گاهي نوه هايم را مي بينم .
حالا پس از 44 سال بيشتر شبيه خون آشامان شدم در حاليكه 44 سال است ديگر خون نخورده ام . بعضي كودكان از من فرار مي كنند البته ناراحت نمي شوم زيرا در آن سالها به كسي صدمه نرساندم و بابت پرندگان هم اغلب اوقات پول داده بودم بنابراين حقي بر گردنم نيست .
پس از فاش كردن اين موضوع مدتي پليس تحت نظرم گرفت ولي وقتي با مشكلي مواجه نشد پيگيري را قطع كرد .
او لبخند زد تا ما عكسي از او بگيريم . از اينكه رازش را فاش كرده بود نه خوشحال بود نه ناراحت . مي گفت : اتفاق خاصي نيفتاده است فقط ديدم بد نيست مردم بدانند دراكولا وجود دارد . اما دراكولايي كه در فيلمها هست خيلي نامهربان و سنگدل است .
او تاكنون بخاطر اين حسش به پزشك مراجعه نكرده بود و برايش خيلي هم مهم نبود كه دليل خون آشام بودنش در شروع جواني تا 34 سالگي را بداند .

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:56  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 18 آذر1385

سعادت

افسوس! يگانه سواليکه هيچکس نميتواند پاسخي به آن بدهد: سعادت چيست؟
برادلي
چه سعادت بيايد و چه نيايد، آدمي بايد سعي کند خـــــــود را از سعـــــــادت بـــــــي نيــازگــــرادند. ـ ـ ـ ژرژالبوت

غنچه خوشبختي در جاي تاريک و بي صدا و گودي پنهان است
که بسيار نزديک به ماست ما کمتر از آنجا ميگذريم و آن دل خود ماست.ـ ـ ـ موريس مترلينک

من ديده ام که درجه سعادت اشخاص مربوط به اراده و ميل خود آنهاست. ـ لينکين

دنبال سعادت برو، سعادت از تو خواهد گريخت،

با دل و جان بکار خودت بپرداز، وقتت را براي ممقصود بکار بر،

از جادهء خود بيني و شهوت بيني نفس بيرون بيا و دنبال چيزي برو که

از نفس بالاتر است، آنگاه هنگامي که بگذشته ات فکر ميکني،

خواهي ديد که تو خوشبخت بوده اي. ـ ـ ـ پروفيسور جود

فرق بين سعادت و خردمندي اينست که آنکه خود را خوشبخت مي انگذارد

واقعاً خوشبخت است و لي آنکه خود را از همه خردمند تر مي انگذارد از همه
نادانتر است. ـ ـ کولتون

سعادت نتيجه يک زندگاني عقلاني است. ـ ـ

بمحض اينکه از خود ســـــــوال کـــــــردي : من خوشبختـــــــم ــ سعـــــادت

تـــــرا تــرک خــواهد گفت. ـ ـ ـ جان استوارت ميل

راز سعادت در اينست که کاري بتو واگذار شده دوست بداري. ـ ـ آلدوس هکسلي
خوشبختي هرگز هدف من نبوده است من هــــــم مــــانند انشتين احساس

سعــــادتمندي نميکنــــم و نمي خواهم سعادتمند و شادکام باشم.ـ ـ ـ جرج برنادشا

خوشبختي يگانه چيزي است کـــــه مي توانــيـم بي اينکـــــه خــــــود داشته

باشيم ديگران را از آن بـــرخوردار ســـــازيم . ـ ـ کارمن سيلوا

يگانه راه براي افزودن خوشبختي بر روي زمين آنست که تقسيم اش کنيم.ـ پول شرر

خوشبخت کسي است که دم را غنيمت ميشمارد و بخود ميگويد: من

امروزخوشــــــم تــا فردا چـــه پيش آيــــد. ـ ـ درايدن

روي اين زمين سعادت وجود ندارد. ـ ـ ـ ادمون اسپنسر

سعادت نسبي را کسي دارست که در درجه اول با خويش سازگاري داشته باشد و

اين از مشکلترين کارهاست. عامل دوم اينست که با ديگران سازگار باشد و عامل

سوم اينکه با کاري سازگاري داشته باشد. ـ ـ ـ خواجه نوري

بنا کردن عمارت خوشبختي بسيار دشوار و خـراب کردن آن اسان است. ـ ـ بودن شت

سعادت آنست که انسان دنيا را همانطور که آرزوم ميکند ببيند. ـ ـ کورنر

اي مردم چرا سعادت را در خارج ميجوئيد سعادت درون خود شماست. ـ ـ بيوتيوس
بشر خلق نشده است که سعادتمند باشد. ـ ـ ـ دکتر جانسن

هرگاه سعادت در اين جهان بکسي روي بياورد، تصادفاً روي مي آورد ولي اگر

کسي تحصيل آن را هدف قرار بدهد هرگز آنرا بدست نخواهد آورد. ـ ـ هوتورن

به انسان تندرستي و ثــــروت بدهيد او هـــــــر دو را در جستجو سعــــــــادت از

دست خـــــــواهد داد. ـ ـ ـ

دنيا گلي است که گلبرگهايش خيالي و خار هايش حقيقي است. ـ ـ

سعادت حکم ساعت را دارد که هر اندازه ساده تر باشد بهتر کار ميکند. ـ ـ شانفور

افرادي هستند که نورچشمي چانس و اقبالنـــــــد و هــــــر وقت سقـــوط

ميکننــــــد مانند گربه روي دو پا بر زمين مي نشينند. ـ ـ کلتون

در روي زمين سعادتي بالاتر از يک عشق پاک و بادورام متصور نيست. ـ ـ مترلينک

سعادت ديگران بخش مهمی از خوشيختی ماست .
رنان

اگر ميخواهي سعادت در کنار تو باشد از آن اجتناب کن . ـ ـ بنيامين فرانکلن

هيچکس بدبخت تراز کسی نيست که هميشه خوشبخت است .
هلندی

سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند .
شكسپير 


با تقوی و خوبی ميتوان سعادت آفريد .
زنون


هر كس با استعدادهايي خلق شده كه بايد آنها را بكار ببندد .
به كار بستن آنها ، بزرگترين سعادت زندگي هر فرد است

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:53  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 10 آذر1385

چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود .... تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند. کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را نشان دهد. پسر شلوارش را بالا زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت : این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند ....

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:29  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 10 آذر1385

آیا می دانید چه شغلی برای شما مناسب تر است و چه کارهایی را می توانید بهتر از سایرین  انجام دهید؟
در این مقاله می خواهیم ببینیم که هر کدام از متولدین ماه های مختلف، برای چه شغل هایی مناسب هستند. پس اگر دوست دارید بدانید که حرفه ی نجومی شما چیست، در این مقاله با ما همراه شوید!
 
                                                  +-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
 
برج حمل (فروردین)
متولدین این ماه دوست دارند زندگی، کار، تفریح و...همه چیز خود را متنوع و مهیج کنند. از آنجا که عاشق تنوع و هیجان هستند، برای کارهایی مثل تبلیغات، رسانه های گروهی، طراحی مُد، و معماری مناسب هستند. متولدین فروردین در کارهایی که نیازمند خلاقیت است بسیار موفق خواهند بود.
 
برج ثور  (اردیبهشت)
متولدین این ماه دریای صبر و بردباری هستند. فقط کافی است منابع و فرجه کاری را به آنها بدهید تا سر موقع کار را به خوبی برایتان انجام دهند، و اصلاً هم برایشان مهم نیست که آن کار چقدر خسته کننده  ملالت آور بوده. این افراد بانکدارها، دانشمندها، حسابدارها و معلم های خوبی خواهند شد، چون اینکارها نیازمند صبر و استقامت است.
 
برج جوزا (خرداد)
متولدین این ماه منبع انرژی هستند، و از صبر کردن هم خسته نمی شوند (مثل متولدین ماه اردیبهشت). از اینرو نیازمند حرفه هایی هستند که در آن فرد باید روی پای خود بایستد. آنها مکتشفین، مترجمین، و هتلدارهای خوبی می شوند چون این کارها مستلزم انرژی و نیروی فراوان است. این افراد حتی اگر 5 سال هم از شروع کار یک پروژه بگذرد، انرژی خود را از دست نمی دهند.
 
 
برج سرطان (تیر)
متولدین این ماه شنوندگان بسیار خوب و برای دردودل فوق العاده هستند. این افراد طبیعتاً برای شغل هایی که نیازمند ارائه ی پند و اندرز است مثل مشاوره، حقوق، روانشناسی، روانپزشکی و تدریس بسیار مناسب هستند. اینها افرادی احساساتی هستند، به همین دلیل نسبت به احساسات دیگران نیز حساس می باشند و هر کاری از دستشان برمی آید برای رفع درد و رنج دیگران انجام می دهند.
 
 
 برج اسد (مرداد)
بشاشیت و جمع گرایی بیش از حد، و توانایی متولدین این ماه برای القای زندگی و حیات حتی در کسل کننده ترین موقعیت ها، باعث می شود بتوانند رهبران فوق العاده ای شوند. این افراد همچنین در شغل هایی که در آن نیاز به تحرک، انگیزش و خلاقیت زیاد است هم موفق خواهند شد. رسانه های گروهی، تدریس، هنر، و تبلیغات از جمله کارهایی است که به خوبی از عهده ی آن برمی آیند. آنها همچنین می توانند رئیس جمهور، مدیر و رئیس و ویراستارهای فوق العاده ای شوند.
 
برج سنبله (شهریور)
تکیه کلام متولدین این ماه "تجزیه و تحلیل کن!" است. با توجه به همین علامت کارهایی به آنها داده شود تا بتوانند این نیاز درونی خود را برای تحقیق و تحلیل ارضاء کنند. تحقیقات، اکتشاف، آزمایشات و تحقیقات پزشکی بهترین شغل های مناسب برای آنهاست.
 
برج میزان (مهر)
این افسونگران خوش زبان در زمینه هایی قابلیت دارند که بتوانند از این سرمایه ی خدایی خود استفاده کنند. متولدین این ماه بهترین سیاستمداران، مشاوران تحصیلی و آموزشی، دلالان، و مشاوران خواهند بود. آنها افرادی منصف و بااخلاق هستند، و در شغل های که نیازمند قضاوت و انصاف است نیز بسیار موفق خواهند شد.
 
برج عقرب (آبان)
متولدین این ماه افرادی بسیار فردگرا هستند. آنها دوست دارند به سبک و مرام خود کار کنند و کسی در کار آنها دخالت نکند. به طور خلاصه بگویم، از رئیس و آقا بالا سر داشتن متنفرند. آنها می توانند موسسان شرکت، تاجران، مدیران، مشاوران خوبی باشند.
 
 
برج قوس (آذر)
متولدین این ماه عاشق مسافرت و دوستیابی هستند و بسیار خوش صحبت هستند. به خاطر همین خصوصیات و ویژگی ها می توانند در کارهایی مثل فروشندگی موفق شوند. آنها همچنین برنامه ریزان و بازاریابان موفقی خواهند بود. در هر کاری که با مشتری و ارباب رجوع سروکار داشته باشد، آنها موفق خواهند بود.
 
برج جدی (دی)
متولدین این ماه اشتیاق چندانی برای انجام کارهای بزرگ ندارند، و دوست دارند به حال خود باشند. آنها با اشیاء و لوازم بیجان رابطه ی بهتری برقرار می کنند تا آدم ها. شغل های مورد علاقه ی آنها کارهای نرم افزاری کامپیوتر، و مهندسی فناوری اطلاعات است. آنها مکانیک ها و تعمیرکارهای خوبی خواهند شد.   
 
برج دلو (بهمن)
متولدین این ماه افرادی ترقی خواه، پیشرو و آینده نگر هستند. بهتر است آنها در قسمت برنامه ریزی و سرپرستی شرکت به کار گمارده شوند. علاوه بر اینها، آنها ستاره شناسان، فالبینان، و طالع بینان بسیار خوبی خواهند شد. بله، آنها بیش از سایر مردم می توانند آینده نگری کنند.
 
برج حوت (اسفند)
متولدین این ماه دنباله روهای بسیار خوبی هستند. آنها می توانند با کمک گرفتن و پیروی از کتاب راهنما، دشوارترین کارها را هم انجام دهند. آنها نایب رئیس جمهور، نایب وزیر و نایب رئیس و معاونان خوبی خواهند شد.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:47  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 10 آذر1385


ناخن نيز مانند هر عضو ديگري احتياج به مراقبت و تغذيه دارد، مخصوصا که ناخن دست و پا مسئوليت مراقبت از نوک انگشتان ما را دارند و زماني که ما ناخن هاي مقاوم و سالمي داشته باشيم، بهتر و راحت تر مي توانيم کارهايمان را انجام دهيم.

به علاوه داشتن ناخن هاي مقاوم و سالم به زيبايي انگشتان ما به خصوص دست، کمک مي کند و داشتن نوع مقاوم آن به خصوص براي کساني که به کارهايي با ظرافتي خاص، مشغول هستند و يا کساني که موسيقي کار مي کنند، بسيار ارزشمند مي باشد. در اين ميان ، نقش ويتامين ها در سلامت اين عضو، بسيار مهم مي باشد و ويتامين هاي A,B,D از جمله اين ويتامين ها بوده، کلسيم ، يد و پتاسيم نيز از املاح مورد نياز ناخن ها هست که بايد در برنامه غذايي به اين مواد توجه لازم بشود.
راه هايي که براي درمان بيماري ناخن و تقويت آن مي توانيم پيشنهاد کنيم از قرار زيرند:
 دانه هاي بلال به علت داشتن گوگرد، سيليس، آهن، کلسيم و به علت سرشار بودن از ويتامين "B" ، براي ناخن بسيار مفيد مي باشد. بنابراين استفاده از آن چه به صورت خوراکي و چه به صورت ژله مفيد است. براي درست کردن ژله ي دانه هاي بلال ، آنها را از ميوه شان جدا کرده و سپس خوب له مي کنيد و مقدار کمي شير به آن اضافه کرده و مي گذاريد تا حدود 1 ساعت بماند و بعد آنرا با فشار، از صافي رد کرده ، ژله بدست آمده را بر روي ناخن ها مي ماليد. اين ژله از ترکيدن و گوشه کردن ناخن ها نيز جلوگيري کرده و باعث تقويت آنها مي شود.
 

شنبليله را ريز نموده و خوب آنرا له کنيد. آب اين سبزي باعث مي شود تا ناخن هاي شما کج نشوند.استفاده از مشتقات جو ، براي تقويت ناخنها بسيار مفيد مي باشد. براي اين کار بهتر است جو را خيس کرده و حدود 20 دقيقه در آب بجوشانيد و بعد ناخن را با آن شست و شو دهيد.

خوابانيدن ناخن در آبليمو از شکنندگي ناخن و پوسته پوسته شدن کناره آن  جلوگيري مي کند. ماليدن زرده تخم مرغ روي ناخن ها باعث تقويت آنها و جلوگيري از شکسته شدن و بريدگي هاي کنار آن مي شود.
اگر به درد ناخن مبتلا شده ايد، يک پياز سفيد را در خاکستر داغ آتش بگذاريد تا خوب پخته شود، سپس آنرا از وسط دو نيم کنيد و انگشت خود را وسط آن بگذاريد. اگر هر روز ، روزي 2 بار اين عمل را تکرار کنيد به زودي ناخن درد شما برطرف مي شود.  به علت اين که سوژا يا لوبياي ژاپني، حاوي ويتامين A مي باشد، خوردن آب اين ميوه براي ناخن بسيار مفيد است.
جوشانده يک مشت برگ باقلا، در 500 گرم آب، جهت درمان در نوک انگشت و ناخن به صورت قرار دادن انگشت در جوشانده گرم آن به مدت 2 ساعت اثر شفابخش دارد.  ضماد گرد فلفل سياه با زفت، براي رفع برص ناخن مفيد است.
براي تورم چرکي ريشه ناخن، چنانچه شيره تره را در آرد ، مخلوط نموده و به صورت خميري درآوريد و يا شيره را با قسمت نرم درون نان، مالش داده و بر روي ناحيه متورم قرار دهيد، باعث رسيدن و گشوده شدن کانون چرک دمل مي شود.
هر گاه ناخن، خشک و پوسيده شود و پوسته هايي از آن جدا شود به خصوص از بيخ آن، روزي چند بار مغز قلم گاو، يا پيه مرغ يا موم را که در روغن کنجد ذوب کرده ايد را بر روي آن بماليد.
 

براي رفع درد ناخن، برگ گل سرخ، با برگ سرو را کوبيده با سرکه، خمير کرده، ضماد به دست آمده را بر روي ناخن ها بماليد.  اگر رنگ ناخن زرد شده باشد ، تخم تره تيزک را کوبيده با سرکه خمير کرده بر روي ناخن بگذاريد.

براي رفع لک هاي سفيد روي ناخن ، زفت را گرم کرده و بر روي آن بگذاريد يا زرنيخ و سرکه را خمير نموده  و بر روي ناخن بماليد و يا شنبليله و تخم کتان کوبيده را با سرکه به صورت خمير درآورده و روي ناخن بگذاريد. اگر اين کار را موقع شب که مي خوابيد ، انجام دهيد و ببنديد و صبح بشوييد، بهتر است.
براي درمان ورم و چرک گوشه يا بيخ ناخن، در ابتدا که هنوز چرک نکرده ، بايد انگشت را در برف يا آب بسيار سرد که مانند برف باشد قرار داده؛ اگر دو سه روز بر او گذشته باشد، بايد مازو را کوبيده با زنگ آهن و سرکه بگذاريد. اگر درد شديد بود بيخ با ترياک بگذاريد. اگر هنوز تحليل نرفته باشد، بايد روغن زيتون را خوب گرم کنيد و انگشت را در آن بگذاريد و مدتي نگه داريد تا رفع شود. هرگاه چرک کرده باشد، تخم کتان و تخم سرو را کوبيده ،با آب گرم خمير کرده و ضماد اندازيد تا سرباز کند.
 
ضماد فلفل سياه نيز، برطرف کننده اختلالات ناخن مي باشد.  ضماد سيب زميني، باعث مي شود تا گوشه کردن ناخن درمان شود.  سيب، تقويت کننده پوست مخاط ها و ناخن مي باشد.  ضماد مغز هسته زيتون ، ناهنجاري هاي ناخن را برطرف مي سازد.  خرما براي تقويت ناخن مناسب مي باشد.

ضماد آب تره توام با آرد گندم، عفونت هاي اطراف ناخن را برطرف مي سازد.  ماليدن روغن بنفشه، براي بهداشت و سلامتي ناخن مفيد مي باشد.  براي اين که ناخن ها سالم و مرتب باشند و فوري شکسته نشوند، بايد روزي 5 دقيقه ناخن ها را در روغن زيتون گرم و سرکه قرار داد تا مقاوم شوند.
براي دوام بخشيدن به ناخن ها مي توان از مخلوط زير استفاده کرد:
به مقدار مساوي عسل، روغن بادام ، زرده تخم مرغ  و نمک دريا را مخلوط کنيد و ناخن ها را به مدت نيم ساعت در آن قرار دهيد.
راه ديگر مستحکم نمودن ناخن ها استفاده از مخلوط زير مي باشد:
دو قاشق سوپخوري آب آناناس تازه را با دو قاشق غذاخوري زرده تخم مرغ و نصف قاشق چايخوري سرکه انگور ، مخلوط کنيد و به مدت نيم ساعت ناخن ها را در آن قرار دهيد.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:43  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 10 آذر1385

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم
-+-+-+-+-+-
 مي دوني دوست يعني چي؟ د:داشتن و:اونيکه س:ستايش کردنش ت:تمومي نداره
-+-+-+-+-+-
 دنيا را بد ساختند .......... کسي را که دوست داري تو را دوست ندارد کسي که تو را دوست دارد تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوسش داري و او هم دوستت دارد، به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسيد و اين رنج است زندگي يعني اين............
-+-+-+-+-+-
کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند... سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب ...،کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند... گاهي از غم مي شود ويران دلم ...، کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند
-+-+-+-+-+-
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
-+-+-+-+-+-
! ...... اون كه مي گفت بدون تو مي ميره دروغ مي گه دلش جنس كويره ..... دروغ مي گه تو گوش نده به حرفاش ...... نگو هنوز مي خواي بموني باهاش ...... خيال نكن بدون اون مي ميري ...... بزار بره ...... نباشه جوون مي گيري
-+-+-+-+-+-
يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:40  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 10 آذر1385

وقتي روز لباس شب مي پوشد ، شب صدايش مي كنند .
 در ليست حراج اجناس عتيقه نام عشق را هم ديدم .
 آنقدر ناز طرف را كشيد كه جوهر خودكارش تمام شد .
 آب به اندازه اي زلال بود كه ماهي گرسنگي را در چشم گربه اي كه لب حوض كمين كرده بود به روشني روز مي ديد .
 اي كاش گربه نمي توانست از درختي كه پرنده روي شاخسارش آشيانه دارد بالا برود .
 سگ عاشق درختي است كه گربه نتواند از آن بالا برود .
 چهار فصل همزمان از مرحوم درخت پائين مي آيند .
 نگاه آدم سحرخيز سرشار از طلوع خورشيد است .
 برگ زرد پاييزي آنچنان برگ سبز بهاري را در آغوش مي گيرد كه لحظه جدايي فرا مي رسد .
 با دسته گلي به غمگيني حاصل جمع گلهاي پرپر شده پاييزي بدرقه ات مي كنم .
 برگ زرد جسد برگ سبز را با سرعت باد پاييزي به دوش مي كشد .
 بچه هاي متولد پاييز نسبت به پرپر كردن گلها علاقه وافري دارند .
 درخت عريان ، غرق در سكوت پاييزي پرندگان نغمه سرا است .
 پاييزي يافت نمي شود كه به برگهاي سبز قابل تقسيم نباشد .
 برگهاي زرد همراه باد خزاني مرثيه خوان مي گذرند .
 برای اينکه غبار غم بر روی قلبش ننشيند, هر روز با خنده قلبش را غبار روبی می کرد.
 عشق مانند سيگار است وقتی خاموش شد می توان روشنش کرد ولی طعم اولش را ندارد.
 به خاطر چشمهای عسليش , نگاهش هميشه شيرين بود.!
 آنقدر دست و دلباز بود که زندگی اش را به عزراييل بخشيد.
 آنقدر خجالت کشيد که معتاد شد.!
 ماه خجالتی پشت ابر پنهان شد.
 مرگ و زندگي را به اندازه عمر گذشته و عمر نگذشته دوست دارم .
 براي اينكه سكوت سلامم را نشنود كلاهم را به احترامت بلند مي كنم .
 پرواز ،‌به عشق آسماني پرنده جامه عمل مي پوشاند .
 ضربان قلب ، گل وجود را غرق شكوفه مي كند .
 پرنده محبوس از غم بي آسماني دلش خون است .
 ضربان قلب ، شكوفه هاي زندگي هستند .
 آنهايي كه يك سر دارند و هزار سودا، نمي توانند سري توي سرها در بياورند.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:30  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 10 آذر1385

این مطالب نتایج تحقیقات گروهی از دانشمندان و محققان روسی است که اخیرا منتشر شده .
 
 
بشر پر حرف ترين موجود روي زمين است .
محققان حد متوسط عمر بشر را هفتاد سال گرفته اند که در اين مدت انسان 13 سال حرف مي زند ، 6 سال غذا مي خورد و23 سال نيز مي خوابد .
 
 
هر نفر به طور متوسط صدها تن غذا مي خورد .اگر وزن افراد را 75 تا 80 کيلو گرم بگيريم بايد گفت هر فرد در عمر خود 1250 تا 1335 برابر وزنش غذا مي خورد .
 
 
در مدت يک روز يا 24 ساعت 1000 ليتر هوا تنفس ميکند وقلبش در هر 1 دقيقه 80 تا 100 بار مي زند .با اين شرايط قلب انسان در طول زندگيش دو ميليارد و58 ميليون بار بدون وقفه واغلب بدون کوچکترين مشکلي مي زند.
 
 
حساسترين عضو بدن چشم است که مي تواند 10 هزار رنگ را تشخيص دهد .
نوزادان تا 8 ماهگي دنيا را سياه وسفيد مي بیند .
 
 
انسان تنها موجودي است که راست قامت است و روي دو پا راه مي رود ودر طول روز به طور متوسط 20 هزار قدم بر مي دارد يعني 7 ميليون قدم در سال . در 70 سالگي تعداد اين قدمها به 500 ميليون مي رسد يعني 500 هزار کيلومتر راه رفته.
 
 
با اين محاسبات مي توان نتيجه گرفت که هر فرد در طول زندگيش مي تواند 9 بار کره ي زمين را دور بزند و با پاي پياده به کره ي ماه برود با توجه به اينکه فاصله زمين تا ماه 390 هزار کيلومتر است .....
 
 
بدن انسان به وسيله ي پوشش شگفت انگيزي محافظت ميشود اين پوشش پوست بدن است که در هر ساعت 30 ميليون ميکروب روي آن مينشيند و 29 ميليون آن کشته ميشود و پس از 2 ساعت از اين 30 ميليون فقط 7 هزار تاي آن باقي مي ماند.
 
 
در بدن انسان بين 2 تا 4 ميليون نقطه ي درد و جود دارد که حساسيت آن نسبت به موقعيت پوست بدن فرق دارد.بدن انسان قدرت مقاومت شگفت انگيزي دارد و مي تواند گرماي 44 تا 45 درجه را تحمل کند و حتي اگر به تدريج گرم شود در فضاي خشک مي تواند 150 تا 160 درجه حرارت را تحمل کند وبالاترين ميزان برودت که بدن قادر به ايستادگي در برابر آن است 27 درجه زير صفر است.
 
انسان مي تواند 52 روز تنها با خوردن آب زنده بماند.
 
 
پی نوشت :
 
افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد . (ارنست ديمنه)

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:27  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 4 آذر1385

درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بيا تو. در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خيلی پريشان بود به طرف دکتر دويد و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس ميزد ادامه داد : التماس ميکنم با من بياييد، مادرم خيلی مريض است. دکتر گفت : بايد مادرت را اينجا بياوری، من برای ويزيت به خانه کسی نميروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نميتوانم، اگر شما نياييد او ميميرد! و اشک از چشمانش سرازير شد.
دل دکتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود. دختر، دکتر را به طرف خانه راهنمايی کرد، جايی که مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود. دکتر شروع کرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص، تب او را پايين بياورد و نجاتش دهد. او تمام شب را بر بالين زن ماند، تا صبح که علايم بهبودی در او ديده شد. زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکرکرد. دکتر به او گفت : بايد از دخترت تشکر کنی، اگر او نبود حتماً ميمردی! مادر با تعجب گفت : ولی دکتر، دختر من سه سال است که از دنيا رفته! و به عکس بالای تختش اشاره کرد. پاهای دکتر از ديدن عکس روی ديوار سست شد. اين همان دختر بود! يک فرشته کوچک و زيبا.....

 

اون روز که این مطلب رو خوندم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم به طوری که اشک تو چشمم حلقه زد  میخوام ببینم شما وقتی این مطلب رو خوندین چه احساسی داشتین خواهشن دریغ نکنید تا حالا بودین یه ۵ دقیقه روش

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:49  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 4 آذر1385

فروردين
سمبل : قوچ
عنصر: آتش
سياره : مريخ
عضو آسيب پذير :سر
روز اقبال : سه شنبه
اعدادخوش يمن : الماس
رنگ : قرمز
فرورديني ها در پي عشق آتشين و پر شورترين عشق ممكن اند
او خود به خود جنس مخالف را جذب مي كند . لذتهاي جسماني براي او
بسيار اهميت دارد و گاه احساس مالكيت شديدي نسبت به معشوق خود
را دارد
 
ارديبهشت
سمبل : گاو نر
عنصر : خاك
سياره : ناهيد
عضو آسيب پذير : گردن
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 4و6
سنگ خوش يمن : زمرد سبز
رنگ : آبي روشن
گل : خشخاش
حيوان : گاو
جذاب است و عشقش تا حدي نفساني.براي او عشق اهميت زيادي
دارد و اگر عاشق شود عاشقي فداكار خواهد بودمعمولا صبر ميكند
ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت كند و سپس خود را در اين
تعهد شريك ميكند
 
خرداد
سمبل : دو قلوها
عنصر : هوا
سياره : عطارد
عضو آسيب پذير : دست و شانه
روز اقبال :چهارشنبه
اعداد شانس : 5و9
سنگ خوش يمن : عقيق
رنگ : زرد
گل : زنبق
حيوان : پروانه
چه راحت ميتوان عاشق او شد. جذابيت و شيريني كلام او به خوبي
بر اين مدعاست.او عاشق شادي و خوش بودن است و اگر نتواني
او را شاد كني جذابيت خود را از دست مي دهي
 
تير
سمبل : خرچنگ
عنصر : آب
سياره : ماه
عضو آسيب پذير : سينه و شكم
روز اقبال : دوشنبه
اعداد شانس :3و7
سنگ خوش يمن : مرواريد
رنگ : نقره ايي
حيوان : حيوانات صدفدار
او مانند سياره خود ، ماه در حال تغيير است اگر به او اطمينان كامل
نداشته باشي هرگز رابطه ي عاشقانه با اونخواهيد داشتاو از عشق ورزيدن
لذت مي برد و در عوض ميخواد آن را دريافت كند
 
مرداد
سمبل : شير
عنصر :آتش
سياره : خورشيد
عضو آسيب پذير : قلب و پشت بدن
روز اقبال : يكشنبه
اعداد شانس : 8و9
سنگ خوش يمن : ياقوت
رنگ : زرد
گل : آفتابگردان
حيوان : گربه سانان
عاشق هاشق شدن است و معشوق خود را غرق هداياي خود مي كند
تلاش مي كند تا رابطه ي عاشقانه ي بي نقصي را خلق كند
 
شهريور
سمبل : باكره
عنصر : خاك
سياره : عطارد
عضو آسيب پذير : سيستم عصبي
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 3و5
سنگ خوش يمن : ياقئت كبود
رنگ : سبز
گل : بنفشه
حيوان : سگ كوچك – گربه
مي تواند چنان تودار باشد كه به نظر برسد كه از برخورد با ديگران
منع شده .ولي آن گاه كه به عشق واقعي خود دست پيدا كند ديگر اين ويژگي او
را نخواهيد ديد.براي چنين انسان فدكارومهربان تحمل سختي بسيار با ارزش است
او به آساني در عشق گول نمي خورد چون مي داند در پي چيست
 
 
مهر
سمبل : ترازو
عنصر : هوا
سياره : ونوس
عضو آسيب پذير : كمر و كليه ها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 6و9
سنگ خوش يمن : الماس
رنگ : آبي و بنفش
گل : سرخ
حيوان : خزندگان
او مي تواند دوست خوب و ميزباني عالي باشد او در سياست
دومي ندارد.
 
آبان
سمبل : عقرب
عنصر : آب
سياره : پلوتون
روز اقبال : سه شنبه
اعداد شانس : 2و4
سنگ خوش يمن : ياقوت زرد
رنگ : قرمز
حيوان : حشرات
مرموز است ولي ميتواند عاشق باشد.از حمايت ديگران لذت مي برد
او مي تواند حسود و تودار باشد.با كسي كه حس كند قابل اطمينان است
كنار مي آيد
 
آذر
سمبل : كمان دار
عنصر : آتش
سياره : ژوپيتر
عضو آسيب پذير : كبد
روز اقبال : پنج شنبه
اعداد شانس : 5و7
سنگ خوش يمن : فيروزه
رنگ : ارغواني
گل : نرگس
حيوان : اسب
اگر شخص مورد علاقه اش را پيدا كند وفادار است.مشكل اينجاست
كه خواسته اش را بيان نمي كند و صبر ميكند تا خودتان حدس بزنيد
 
دي
سمبل : بز
عنصر : خاك
سياره : زحل
عضو آسيب پذير : زانو- استخوان
روز اقبال : شنبه
اعداد شانس :8و9
سنگ خوش يمن : عقيق رنگارنگ
رنگ : سياه و قهوه ايي
عجله ايي در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق مي شود نه به
سادگي راز دل خود را مي گويد او همواره در حركت است ولي
نمي داند چرا.فقط مي داند بايد موفق شود اگر فكر ميكنيد مي توانيد
او را از رسيدن به هدفش باز دارير و به سمت خود جذب
كنيد سخت در اشتباهيد
 
بهمن
سمبل : آب گير
عنصر : هوا
سياره : زهره
عضو آسيب پذير : مچ و ساق پاها
روز اقبال : چهارشنبه
اعداد شانس : 1و7
سنگ خوش يمن : ياقوت ارغواني
رنگ : آبي
حيوان : پرندگان درشت اندام
اگر عاشق متولد بهمن باشيد با تمام وجود عاشق شما خواهد شد
تنها نكته ايي كه بايد از آن دوري جوييد اين است كه بر سر راه
پيشرفت او قرار نگيريد. او عاشقي صادق است. دير عصباني
مي شود. آزار دهنده نيست .برنامه هاي خودش را دارد .هرگز تغيير
نخواهد كرد.اگر نتوانيد خود را با ايده هاي گوناگون مذهبي ،فرهنگي
و اجتماعي او هماهنگ كنيد هرگز شانسي براي دستيابي به عشق پايدار
او نخواهيد داشت
 
اسفند
سمبل : دو ماهي كه خلاف جهت هم شنا مي كنند
عنصر : آب
سياره : نپتون
عضو آسيب پذير : پاها
روز اقبال : جمعه
اعداد شانس : 2و6
سنگ خوش يمن : ياقوت كبود
رنگ : سبز روشن
گل : نسرين
حيوان : ماهي
اگر عاشق شماست واقعا خوشبختيد.او به پاي معشوق فدكاري هاي
بسيار مي كندبراي حفظ اين رابطه از هيچ كاري رويگردان نيست
مادامي كه به او وفادار باشيد از آن شما خواهد بود
 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:38  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 4 آذر1385

در حالي كه بيش از 50 سال از غني‌سازي شير با ويتامين در كشورهاي پيشرفته جهان مي‌گذرد، در كشور ما غني‌سازي شير تازه آغاز شده است  يك ليوان شير غني‌شده به وسيله كلسيم، 2 بار شير معمولي كلسيم دارد. عاصفه اله‌وردي
مي‌گويند پرتقال، ويتامين C دارد، اسفناج آهن دارد، هويج ويتامينA دارد و... درست هم مي‌گويند. پرتقال و اسفناج و هويج و... از قديم الايام منبع خوبي از ويتامين C ، آهن و ويتامينA،... بوده‌اند و هنوز هم هستند، البته با كمي تفاوت!
در اينكه ميوه‌ و سبزيجات منابع ريز مغذي‌ها، يعني موادمعدني و ويتامين‌ها هستند، شكي نيست ولي آيا مي‌دانيد بلايي كه بشر بر سر محيط‌زيست خود آورده، باعث شده در بسياري از مناطق ، خاك از نظر دارا بودن بعضي ريزمغذي‌ها بسيار محروم و ضعيف باشد و مواد غذايي هم كه از اين خاك به عمل مي‌آيد، دچار همين مشكل است؟ بايد قبول كنيم كه در اين مورد حق با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها است كه دائماً از غذاهاي زمان خودشان تعريف مي‌كنند و مي‌گويند به خاطر خوردن آن غذاهاي طبيعي، بنيه داشته‌اند! در هر صورت، كار از كار گذشته و تنها راهي كه مي‌ماند اين است كه بايد به طريقي اين مواد را به بدن رساند. يكي از بهترين روش‌هايي كه تاكنون براي اين منظور پيشنهاد شده، غني‌سازي شير با ويتامين‌ها و ريز مغذي‌هاست تا به اين ترتيب كساني كه شير مي‌خورند، ريزمغذي‌هايي را كه احتمالاً كمتر به بدنشان مي‌رسد، از طريق شير دريافت كنند. غني‌سازي شير از نيمه‌ اول قرن بيستم با اضافه كردن ويتامين D به شير در انگلستان آغاز شد و در سال 1939 دولت ايالات متحده هم مجوز غني‌سازي شير با ويتامين D را به طور سمي صادر كرد. شايد چيزي بيش از 50 سال از غني‌سازي موادغذايي از جمله شير در كشورهاي صنعتي مي‌گذرد، ولي برخي كشورهاي در حال توسعه همچنان به فكر هستند كه اين كار را در آينده انجام دهند.

چرا شير؟ چرا ويتامينD ؟
گروه غذايي شير و لبنيات منابع مهم و غني كلسيم هستند. بر اساس آخرين بررسي‌ها، متوسط مصرف اين گروه غذايي 167 گرم در روز است در حالي‌كه مقادير توصيه شده 240 گرم در روز است. به اين ترتيب كلسيم كمتر از مقدار مورد نياز به بدن مي‌رسد. اين در حالي است كه بدن براي جذب كلسيم، به ويتامينD نياز دارد و در صورت كمبود اين ويتامين، وضع بدتر مي‌شود. به همين دليل دكتر ربابه شيخ‌الاسلام،‌مدير دفتر بهبود تغذيه وزارت بهداشت،مي‌گويد: <غني‌سازي بايد در سطح گسترده‌اي در كشور اجرا شود. شير غني شده در آزمون عملي‌ نشان داده است كه مي‌تواند، سطح ويتامينD را به خوبي افزايش دهد. بر همين اساس كميته ملي غني‌سازي، مجوز توليد آن را صادر كرده است.>
دكتر شيخ‌الاسلام همچنين مي‌گويد: <به خاطر اينكه الگوهاي مصرف غذا در كشور ما بسيار نامتعادل است، بسياري از افراد دچار كمبود كلسيم هستند. با توجه به اين مسئله لازم است براي يارانه‌هاي موادغذايي فكري شود و به جاي اينكه از آنها براي مواد قندي، نشاسته‌اي و روغن استفاده كنيم آنها را به سمت شير و مواد لبني، گوشت، حبوبات و تخم‌مرغ سوق بدهيم.>

نقش ويتامينD در بدن
بدن زنان استعداد كمتري براي ذخيره‌سازي كلسيم در استخوان‌ها دارد. به همين علت معمولاً آمارها نشان مي‌دهند كه خانم‌ها بيشتر در خطر پوكي‌استخوان هستند. از سوي ديگر سالمندان و كودكان هم از جمله اقشاري هستند كه در معرض كمبود ويتامينD قرار دارند. دكتر پريسا ترابي، كارشناس ارشد دفتر بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت، مي‌گويد: <مشكلات استخواني مانند پوكي‌استخوان، از مهم‌ترين پيامدهاي كمبود ويتامين D محسوب مي‌شوند، زيرا بدن انسان براي جذب كلسيم، نياز به ويتامينD دارد. به همين دليل كاهش اين ويتامين، كاهش ذخيره‌سازي كلسيم و در نتيجه مشكلات استخواني را به همراه خواهد داشت. البته علاوه بر تغذيه مناسب، استفاده از نور خورشيد هم براي كسب اين ويتامين مفيد است.> دكتر ترابي مي‌افزايد: <به همين منظور مدتي است كه وزارت بهداشت، توزيع شير غني شده با ويتامين D را در آسايشگاه‌ها، مهد كودك‌ها و محيط‌هاي اداري به صورت آزمايشي شروع كرده است.>

شير غني‌شده با ويتامين D
دكتر آرش حسين‌نژاد، پژوهشگر مركز تحقيقات غدد درون ريز و متابوليسم دانشگاه علوم پزشكي تهران هم كه اخيراً طرحي در زمينه اثر بخشي شيرغني شده با ويتامينD در بالا بردن ميزان سرمي اين ويتامين به اجرا در آورده، مي‌گويد: <آخرين مطالعات در كشور ما شيوع بالاي كمبود ويتامينD را نشان مي‌دهد كه حتي در برخي مناطق كشورمان به 80 درصد هم مي‌رسد، با توجه به فقرغذايي از نظر اين ويتامين من فكر مي‌كنم غني‌سازي بايد در اولويت برنامه‌هاي مقابله با كمبود ويتامينD قرار بگيرد.>
در آزمايش‌هايي كه در مركز تحقيقات غدد انجام شده، تاثير غني‌سازي شير با ويتامين D در جلوگيري از كمبود ويتامينD در بدن بررسي شد. نتيجه اين بود كه دو ماه بعد از غني‌سازي شير با ويتامينD، كمبود ويتامينD در مبتلايان كاهش چشمگيري پيدا كرد. اين در حالي است كه غني‌سازي شير با ويتامين D تاثير اندكي در افزايش قيمت شير توليد شده دارد،چيزي حدود 10 درصد.
به گفته دكتر حسين‌نژاد: <ويتامينD علاوه بر تاثير بر متابوليسم كلسيم و سلامت استخوان‌ها، داراي نقش هورموني بوده و گيرنده‌هاي متعددي در سرتاسر بدن دارد، كه ارتباط آن را با بسياري از بيماري‌‌ها نشان مي‌دهد؛ بنابراين كمبود ويتامين D يكي از مهم‌ترين مشكلات سلامت در دنياي امروز محسوب مي‌شود.>
دكتر ربابه شيخ‌الاسلام هم معتقد است: <با توجه به كمبود كلسيم در بيش از 90 درصد مردم كشور و نيز كمبود ويتامينD در حدود 50 درصد جامعه، غني‌سازي مواد غذايي به ويژه شيرضروري به نظر مي‌رسد. يك ليوان شير غني‌شده به وسيله كلسيم، 2 برابر شير معمولي كلسيم دارد و در صورتي كه شير غني شده با كلسيم با ويتامينD نيز غني شود، كلسيم بيشتري جذب بدن افراد خواهد شد.>

راهكار‌هاي عملي تا كجا پيش‌ رفته‌اند؟
غني‌سازي شير و فراورده‌هاي آن چندين و چند علت دارد كه از جمله آنها، كاهش برخي موادمغذي در طي مراحل توليد شير است. رفع كمبود در جمعيت‌هايي كه به نوعي دچار كمبود مواد ريزمغذي يا بيماري‌هاي تغذيه‌اي هستند و نيز كاربرد آن در جمعيت‌هايي كه داراي نيازهاي خاص غذايي هستند (كودكان، خانم‌هاي باردار و شيرده و...) از ديگر دلايل غني‌سازي شير است. مهندس محمد دانشي، متخصص صنايع غذايي كه در شركت‌ سهامي صنايع شير ايران تحقيقي روي شيرهاي غني‌سازي شده انجام داده است، مي‌گويد: <در طي استاندارد كردن چربي شير در صنعت، ميزان ويتامين A وD در محصول نهايي كاهش پيدا مي‌كند، طوري كه ما با افزودن مجدد ويتامين‌ها سطح آن را به حد اوليه مي‌رسانيم. بنابراين با توجه به كمبود برخي ريزمغذي‌ها در جوامع مختلف، با اضافه كردن آنها به موادغذايي از جمله شير، مي‌توان اين كاستي‌ها را جبران كرد. اين مواد قابل اضافه‌شدن، شامل كلسيم، فسفر، آهن، ويتامين B2 و ويتامينD هستند.>
در اكثر جوامع از شير به عنوان يك محل مناسب براي اضافه كردن ريزمغذي‌ها استفاده مي‌شود كه اين به علت ويژگي‌هاي خاص آن است. جايگاه خاص اين ماده در سبد غذايي خانوار، ميزان جذب و نوع تركيبات شير و مسائل تكنولوژيكي و... شير را محل مناسبي براي افزودن املاح كلسيم، فسفر و ويتامين‌هاي A، D و B2 ساخته است. البته مهندس دانش مي‌گويد: <چنانچه مصرف سرانه شير و فرآورده‌هاي آن به حد مطلوب خود يعني بيش از 300 ليتر در سال برسد، نياز بدن به ريزمغذي‌هاي مذكور تامين و نياز به غني‌سازي كم‌رنگ‌تر مي‌شود.>
دكتر محمدرضا احساني، استاد دانشگاه تهران و مجري طرح‌هاي غني‌سازي در صنعت شير نيز مي‌گويد: <اصلي‌ترين مسئله در ارتباط با غني‌سازي شير، اضافه كردن ويتامينD به آن است و در مرحله بعد كلسيم هم به آن اضافه مي‌شود، چرا كه ويتامينD باعث جذب بهتر كلسيم مي‌شود. اما در مورد عناصر ديگر مثل آهن، غني‌سازي در مورد شير كمتر مورد توجه بوده و اين كار بيشتر روي غلات انجام مي‌شود.>

شير يا مولتي‌ويتامين؟
بسياري از مردم از خوردن شير گريزانند، چه رسد به اينكه با موادي هم غني‌سازي شده باشد و احتمالاً مزه مولتي ويتامين بدهد! براي اينكه در اين مورد خيال شما را راحت كنيم، از مهندس محمد دانشي پرسيديم كه: <آيا شيرغني‌سازي شده طعم خاصي دارد؟> پاسخ اين بود: <مشقدار مواد افزودني در آزمايش‌هاي ما تا حدي است كه طعم و مزه بد ايجاد نمي‌كند. در اين زمينه از نتايج تحقيقات در كشورهاي پيشرفته هم استفاده كرده‌‌ايم.>

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:35  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 4 آذر1385

عشق و آفتاب مانند هم هستند هر دو غروب می کنند، ولی غروب آفتاب زيبا و غروب عشق غم انگيز است.

 عشق های امروزی مثل چراغهای نئون می مانند، رنگارنگ و زيبا ولی کم نور!

  باغبان برای اينکه بهار را در گلخانه حس کند گل هميشه بهار در آنجا کاشت.
 
 برای اينکه دروغش از نگاهش خوانده نشود با نگاه به زير حرف می زد!
 
 ابر غمگين باران و ابر خشمگين تگرگ فرو می ريزد!
 
 تلخی حرفش را با لبخندی شيرين جبران می کرد.
 
 هر وقت تنها می شد به ميهمانی خيالش می رفت .
 
 در قلب انسان سنگدل بايد عشق را حک کرد!
 
 با گرمی نگاهش يخ لبخندم را ذوب کرد.
 
 گلهای باغ با آواز باد بهاری می رقصند.
 
 آشپز ناشي با چشيدن دست پختش از ترس صاحبخانه پا به فرار مي گذارد .
 
 در بن بستي گرفتار آمده ام كه راه بازگشت هم ندارم .
 
 ماهي و آب به يك اندازه از تشنگي هراس دارند .
 
 ماهي جسد آب را با جان كندن به دوش مي كشد .
 
 به خاطر لبخند پس از گريستن اشك مي ريزم .
 
 وقتي نيستي چشم ديدن نگاهم را ندارم .
 
 گربه شجاع زير درخت انتظار پائين آمدن گربه ترسو را مي كشد .
 
 پرنده سحر خيز هنگام طلوع خورشيد پرواز گلرنگ مي كند .
 
 ابر ، سكوت شب را سرشار از نغمه سرايي باران مي كند .
 
 ناودانها شب باراني را با نغمه سرايي به صبح مي رسانند .
 
 فاصله بين دو باران را سكوت ناودان پر مي كند .
 
 گل پژمرده صداي پاي پائيز را از نزديكترين فاصله مي شنود .
 
 سكوت راه را مثل كف دست پيش پاي فرياد هموار مي كند .
 
 بهار به خاطر گل پرپر شده به زلالي شبنم اشك مي ريزد .
 
 خورشيد آرزوي شب را به روشني روز بر باد مي دهد .
 
 ماهي در تنگ آب به عظمت دريا پي مي برد .

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:31  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

شنبه 4 آذر1385

اي کاش مي توانستند از آفتاب ياد بگيرند که بي دريغ باشند در دردها و شادي هاشان حتي با نان خشک شان و کاردهاي شان را جز از براي قسمت کردن بيرون
-+-+-+-+-+-
کاغذتم ...احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي کن . اشکاتو باهام پاک کن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز
-+-+-+-+-+-
در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست
گريستن خوب نيست مگر بشود جوري گريست که چشمها نفهمند روزي که گفتي منتظر باش و رفتي تنها شدم وگريستم ، اما هم اکنون تنها نيستم انتظار با من است ولي هر دو با هم مي گرييم
-+-+-+-+-+-
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.
-+-+-+-+-+-
بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام
از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه
كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند !
اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند....
-+-+-+-+-+-
شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم .
-+-+-+-+-+-
اون كه مي گفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريهات مي خنده
-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-+- +-

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:30  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://aloneintherain.blogfa.com