تبليغاتX
صدای باران

یکشنبه 29 بهمن1385

Ta ra neh ha

Ta ra neh ha

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:53  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

یکشنبه 29 بهمن1385

البته هر چند یه خورده دیر شوده ولی اون جوری که گفتن از ۲۵ تا ۲۹ روز عشقولانست البته این جوری میگن نمیدونم؟

Ta ra neh ha

Ta ra neh ha

Ta ra neh ha

Ta ra neh ha

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:48  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

یکشنبه 29 بهمن1385

سلام

من آتشیا دوست نرگسم اون تازه این وبلاگو بهم داده که به جای اون آپدیت کنم.میدونم مثل اون نمیشه ولی امیدوارم خوشتون بیاد

 

مواظب خودتون باشید.

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:39  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 19 بهمن1385

سلام دوستای خوبم و همراهان همیشگی صدای باران

راستش امدم که معذرت خواهی کنم که امکان داره یه مدتی البته شایید طولانی نتونم بیاوم و آپدیت کنم و البته شاییدم وبلاگو سپردم به یکی از دوستام و یا یکی از فامیلامون نمیدونم!

امیدوارم معذرت خواهی منو بپذیرید.

 همیشه به یادتونم

صدایی باران ( نرگس )

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:43  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

دوشنبه 16 بهمن1385

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست 
 
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
پس با تمام وجود فرياد ميزنم

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:51  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

دوشنبه 16 بهمن1385

آمدی
گرم وصمیمی مثل همیشه
زیبا و دلنشین مثل قدیسه آسمانی
حرفهایت را با حرفهایم درآمیختی
کنارت بودم چشم بسته به روی تمام شیرازه زندگی ام
دستانت را لمس کردم
چه دستان گرمی کاش زودتر پیدایشان می کردم
دستانی که 13 ماه آرزوی بوئیدن و بوسیدنش را داشتم
چشمانم را با چشمانت درآمیختی
کجایند آن چشمها که نظاره کنند مرگ تدریجی بی کسش را؟
کجایند آن چشمها که نظاره کنند جهنم سرد شعله کشیده تحملم را؟
یادم آمد که به تو گفتم چه کنیم
گذارمان از گذرگاه گزند مردمان نگذرد؟
و تو گفتی می خواهمت
یا نه اینطور گفتی:
گفتی پیمان می بندم با پیمان که تا زمان پیمان ، پیمانم را نشکنم.....
گفتم چطور؟
گفتی ارزشش را دارد عزیز دل....
و من گول حرفهای چون عسل شیرینت را خوردم!!!!!!!!!!
بگذریم ، کجا بودیم؟
آنجا که چشمهایت ، چشمهایم را به خود کوک زده بود!
آنگاه که لبانم را بر لبانت گذاشتی
یادم نمی رود که چه شیرین بودند لبانت...
یادم نمی رود که آن لحظه آرزو می کردم بتوانم بگویم
دوستت دارم!!!
اما با کدام لبها سخن می گفتم؟!!!!!
کار دیگر کردم ...
به چشمانت خیره شدم و برای عشقمان قطرات اشکم را آرامانه به روی گونه هایم پاشیدم!!!
هرگز آن لحظه فراموشم نمی شود....
هرگز
تو را در آغوش بدون آغوشم گرفتم
دیگر حتی هیچ کسی را نمی دیدم...
مگر می شود دنیا در آغوشت باشد
و تو به آن بنگری؟
خدایم را شکر نعمتش دادم
اما خدایا خدایا تو به من نگفتی
وگرنه بیشتر نگاهش می کردم.......
حال از دست دادمش.............همانگونه که ابدیت حیاتش را منکر می شود
سیراب زندگی شدم
ناگاه از زندگی تهی
هنوز که هنوز است منتظر جواب او هستم
خداوندم هنوز به من جواب نداده
می مانم.....
برای من صبر بازیچه شده است
می خوانم.......
از دوری تو ای عشق پاک زمینی من
تا آنگاه که مرگ را در آغوش بگیرم
نازنینم 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:47  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

دوشنبه 16 بهمن1385

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:
پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند
.
سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند
.
پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده
.
پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن
.
پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین.. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام
.
پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها.. پر از زندگی و زایش
!
مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند
!
اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفایی ” بهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید
!
مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند
!
زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین ؛

در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!
همیشه همینطوری نمیمونه که: زندگی گلابی تر از این حرفاس

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:46  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

دوشنبه 16 بهمن1385

 

سلام

خوبیین عزیزان

ببخشید این مدت نتونستم آپدیت کنم امیدوارم بتونم از خجالتتون در بیام

عزیزین برام

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:24  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

پنجشنبه 5 بهمن1385

سلام دوستای عزیز و همراهان همیشگی صدای باران

امروز روز افتتاحیه یک وبلاگ یه وبلاگی که خیلی برام عزیزه امروز روزه افتتاح وبلاگ آبجی جونمه

http://www.aberatanha.blogfa.com) غروب تنهایی

خوشحال میشیم بیاین و در روز افتتاحیه ما شرکت کنید و نظر بدین اگه اونجا مشکلی پیدا کردین به من خبر بدین چون یه خورده کاراش مونده خوب دیگه خوبه تازه ساخت این مشکلاتم داره.

پس تا اونجا

میبینمتون

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:39  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

یکشنبه 1 بهمن1385

تقدیم به بهترین دوستم

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:38  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://aloneintherain.blogfa.com