تبليغاتX
صدای باران
جمعه 30 شهریور1386

سلام

دوستان عزیز و همراهان همیشگی امدم بگم که درسته این مدت کم که نه خیلی کم بودم معذرت میخوام از همگیتون

میدونم این دفعه مثل دفعه قبل نیست رمضان اینجا امدم بگم اگه از این به بعد اگه باز دیر به دیر امدم حلال کنید و پیشاپیش معذرت میخوام ولی سعی خودمو میکنم که بیام و آپ کنم

به یادتونم دوستون دارم و آرزوی موفقیت برا همتون دارم

 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:27  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 23 شهریور1386

التماس دعا

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:48  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´' 

جمعه 23 شهریور1386

چقدر سخت است
                 در خانه بودن
برای یک زمانه با همه بیگانه بودن
چقدر سخت است در بهت یک حرف
                                         به معنای عجیبی
                                                افسانه بودن
 
زمان بخت مرا انگار سیاه کرد
دهانم بست و من را
                        بی ریا کرد
به من آموخت خوب درد و تحمل
نگفت اصلا چرا
               با من چنان کرد
دلم دستم زبانم
               از گناه پر
دو چشمم زشت اما بی تحمل
درونم رخنه رخنه مثل زندان
                       برونم مثل دلقک ها تجمل
شبی
      از پشت یک تنهایی شوم
                        درون سینه ام دشنه فرو کن
                        مرا از این نهایت های مخفی
                        بدون هیچ شکی
                                                 راحتم کن
تمام قصه ی من
                   اشتباه بود
همه در من بجز من دیده بودند
                                   همه
                                   حتی خداوند وجودم
                                                          مرا
                                                          جز آنچه بودم دیده بودند
بیا ای دخترک
         ای ماه تابان
بیا تنها نسیم
               بر ذخم  من باش
بتاب
      از پشت بی فهمی 
                            زن
                           درون درد من تسکین درد باش
دیشب
       از باز ترین پنجره ی چشمانم
                                     باریدم
آنچنان تلخ و گزنده و سریع
                           که خداوند را دیدم

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:38  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 23 شهریور1386

آیا همیشه آرزو می کنید که کاش می توانستید در زندگی روزانه، اندکی خطرپذیرتر ظاهر شوید؟ درست مثل نامزدتان که خیلی راحت راه می افتد و در مهمانی ها به آسانی با دیگران ارتباط صمیمانه برقرار می کند. یا شاید هم بدتان نیاید مثل همسایه ما باشید! او هر روز در حال امتحان کردن چیزهای جدید است: یوگا، چتربازی، دوچرخه سواری کوهستانی، تئاتر اجتماعی و .... البته مواردی که ذکر شد، فقط قسمتی از کارهای جدید اوست.
خوب باید گفت که ماجراجویی نیازمند اعتماد به نفس است و این امر مستقیما با طرز تفکر شما ارتباط پیدا می کند. در این قسمت چند راه بیان شده، که با اتکا به آنها میتوانید طوری بیندیشید که همزمان اعتماد به نفستان نیز افزایش پیدا کند.
1- باید دیگران شما را به رسمیت بشناسند. به راستی در چه حد برای رسیدن به این هدف تلاش می کنید؟ دفعه آینده که یک فکر محدودیت زا مانند: من هیچ وقت نمیتوانم...... به ذهنتان خطور کرد، مطابق این تکنیک عمل کنید؛ به جای اینکه بگویید من هرگز پیشرفت نخواهم کرد از جایگزین: اگر تمام تلاش خودم را برای به موفقیت رساندن این پروژه به کارگیرم، احتمالا پیشرفت از آن من خواهد بود؛ استفاده کنید.(همچنین می تواند از جمله های مثبت مشابه نیز کمک بگیرید.)
2- بدشانسی به شما روی آورده؟ سعی کنید هر گونه گله و شکایتی را تبدیل به یک پرسش کنید. گله و شکایت نمادی از شکست است و مانند مانعی، سد راه پیشرفت شما خواهد شد. اما از سوی دیگر مطرح کردن پرسش، قدرت را به دستان شما باز می گرداند و کاری می کند تا مشتاقانه به دنبال پیدا کردن راه حل بیفتید. برای مثال اگر به طور مکرر به خود می گویید: "انگار همه امروز حالشون بده" سعی کنید این جمله را پرسشی کرده و با خود تکرار کنید: "چه کار می توانم انجام دهم تا دیگران احساس خوبی پیدا کنند؟"
3- مراقب حرف زدنتان باشید، به ویژه زمانی که در حال صحبت کردن با خودتان هستید. توانایی ریسک پذیری از طریق عبرتهای شما از شکست ها نشات می گیرد. دفعه آینده که دچار لغزشی شدید، ببینید کجای حرف زدنتان اشکال داشته. آیا تا به حال اتفاق افتاده که با فحاشی خودتان را بکوبید و خار کنید: "احمق! بی مصرف! چرا همشه این کارو می کنی؟"  هر زمان که متوجه شدید در حال تحقیر شخصیت خود هستید، همان لحظه این کار را متوقف کرده و سعی کنید با یکی از دوستانتان که چنین اشتباهی را خودش تجربه نموده، صحبت کنید. چیزی شبیه به این بگویید:"هی تو تا آخرین حد توان تلاش کردی. حالا بهتر است از روی زمین بلند شوی و یک بار دیگر از نو شروع کنی، شکست خجالت آور نیست...مگر اینکه در تلاش کردن شکست بخوری."
4- قوانین شخصی خودتان را اجرا کنید. دفعه آینده که خواستید کار جدیدی را امتحان کنید، اما حسی از درون شما را از انجام آن باز می داشت، با یک سوال آنرا متوقف کنید: چرا که نه؟ اگر درونتان به شما گفت: "این اصلا کار مودبانه ای نیست" یا "مردم چی فکر می کنند؟" یا "مردم فکر می کنند من احمق هستم" شما دقیقا در حال پیروی از قوانین دیگران هستید. از کوچک کردن خود دست بردارید و راهتان را ادامه دهید. سعی کنید نواحی پر عمق را برای شنا کردن انتخاب کنید. بدترین چیزی که ممکن است برایتان پیش بیاید چیست؟ اینکه آدم کاملی نیستید؟ خوب پس با این وجود صرفا به تمام آدم های دیگر کره زمین پیوسته اید، و نتیجه آن چیست؟ ریسک کرده اید، پیروز خواهید شد و از منافع آن بهرمند می گردید. اعتماد به نفس از توانایی مقاومت شما در برابر سختی ها حاصل می شود، اگر بتوانید در بیشتر موارد در مقابل سختی ها شکست ناپذیر ظاهر شوید، آنقدر از زندگی لذت می برید که قابل بیان نخواهد بود.
5- قدر و ارزش خود را ارتقا بخشید. اگر می خواهید ماجراجو باشید، رشد کنید، و از زندگی لذت ببرید باید ذهن منتقد خود را خاموش نگه داشته و راهنمای ذاتی اعتماد به نفس را در درون خود بارور سازید. روز خود را با یک جمله اطمینان بخش شروع کنید: "من آماده ام، باهوش و زرنگم، برای هر کاری آمادگی دارم، اعتماد به نفس دارم، با لیاقت بوده و سرشار از انرژی هستم." از خودتان طوری تعریف کنید که حس اقتدارتان افزایش پیدا کند. توجه داشته باشید که ما هر روز با پیام های زیرکانه ای بمباران میشویم که تمام کارها "چالش برانگیز" ( و بعضا اسرارآمیز و خطرناک) هستند و هر کسی نمی تواند از عهده انجام آنها برآید. با این جور حرف ها از طریق مکالمات درونی خود برخورد کرده و امید، اعتماد به نفس و قدرت را به خود باز گردانید.

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:35  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 23 شهریور1386

این دیوانگست ...

که از همه ی گلهای رز تنها به خاطر این که خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم .
این دیوانگیست ...
که همه ی رویا های خود را تنها به خاطر اینکه یکی از انها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم.
این دیوانگیست ...
که امیدخود را به همه چیز از دست بدهیم ،به خاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم.
این دیوانگیست ...
که از تلاش و کوشش دست بکشیم به خاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است.
این دیوانگیست...
که همه دستهایی را که برای دوستی به سویمان دراز می شوند را به خاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم.
این دیوانگست
 که هیچ عشقی را باور نکنیم ، به خاطر اینکه در یکی از انها به ما خیانت شده است ...
این دیوانگیست ...
که همه ی شانس هارا لگد مال کنیم به خاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان نا کام مانده ایم ..
 
این دیوانگیست ... 
 
به امید  اینکه در مسیر خود هرگز دچاراین دیوانگی ها نشویم... 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:30  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

جمعه 23 شهریور1386

”من با زمان قرار همزیستی مسالمت آمیز گذاشته ام که نه او مرتبا مرا دنبال کند و نه من از او فرار کنم،  ‏بالاخره که روزی بهم خواهیم رسید“ (ماریو لاگو)‏
”هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به همان جائی می رسد که دیگران رسیده ‏اند.“ (گراهام بل)
”در عشق همیشه قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه قطره ای عقل“ (فردریک نیچه)‏
” گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، ‏بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بستار طولانی،و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه ‏است.   اما، برآن ها که عشق می ورزند،  زمان  راآغاز و پایانی نیست.“   (ویلیام شکسپیر)                        ‏
” بسیاری مردم شادی های کوچک را بامید خوشبختی بزرگ از دست می دهند.“   (پرل س. باک)  ‏
” درک زندگی تنها با نگاه به گذشته میسر است، اما زندگی کردن، تنها با نگاه به آینده.“   (سورن ‏کیرکگارد)
” وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد.“  ‏‏(برتراند راسل)‏
” اگر می توانستم به جوانی بازگردم، بازهم تمام همان اشتباهات  را می کردم، اما قدری زودتر“(تالولا  ‏بنکهد)‏
” هیچ چیزی نمی توان به کسی یادداد، اما می توان باو کمک کرد تا پاسخ ها را در درون خود ‏بیابد.“ (گالیلئو گالیله)‏
” کسانی هستند که با ما صحبت می کنند و ما به آنها گوش نمی دهیم؛ کسانی هستند که ما را آزار می دهند ‏و جراحت ماندگاری باقی نمی گذارند، اما کسانی هم هستند که تنها سرراه زندگی ما قرار می گیرند و مهر و ‏نشان شان را برای
همیشه بر ما می گذارند.“   (سیسیلیا میرلز)
” فلسفه حقیقی آن است که دیدن دنیا را دوباره بیاموزیم.“  
(مرلاو – پونتی)‏
” عشق بهترین نغمه در موسیقی زندگی است. انسان ِ بدون عشق، هرگز با  همسرائی باشکوهِ بشریت ‏همنوا نخواهد شد.“  (روک شنایدر)‏
 

لينک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:22  توسط  '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://aloneintherain.blogfa.com