- لقمان در وصیت به فرزندش گفته :
پسر جان ! شرّ با شرّ خاموش نشود ، چنانکه آتش با آتش ، بلکه شرّ را خیر فرو می نشاند و آتش را آب .
به مرگ کسی شادی مکن ، گرفتار را مسخره مکن ، خیر خود را دریغ مدار.
آنچه نمی دانی از علما فراگیر و آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
- ابن سینا : هرکه دنیا خواهد ، علم آموزد و هرکه آخرت خواهد در عمل کوشد .
- هرکه تلخی دوا تحمّل نکند ، شیرینی شفا نچشد .
- بوذرجمهر : بخیل برای ثروت خود نگهبان است و برای وارث انباردار.
- افلاطون : ناتوان ترین مردم آن است که نتواند سرّ خویش را نگه دارد ، نیرومندترین مردم آن است که خشم خویش نگه دارد . از همه صابرتر کسی است که تهی دستی را کتمان کند و از همه قانع تر کسی است که به آنچه میسّر شود بسازد . جاهل دشمن خویش است ، چگونه دوست دیگری می شود ؟!
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:51  توسط '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'
|
کجارفتی که دلتنگم برایت برای لحظه یی از خنده هایت
به دریای نگاهم ساحلی نیست که جاماند برایم رد پایت
وامشب......درکنار قاب خالی دلم را میکشانم در هوایت
تو می آیی؟نه میدانم دروغ است تفال هم زدم با نامه هایت
ومن کشتم رقیبت,دفترم را اجابت کرده ام آیا دعایت
دوباره نامه ی من بی جواب است تومی سوزانی آن را درنهایت
کجاهستی که دلتنگم برایت برای توبرای شانه هایت
تقدیم به همه عاشقان
شهرپربود ازهراس واضطراب
شب نمی آمد به چشم خلق خواب
صحبت از یک قاتل مرموز بود
قتل مرموز خبرهرروز بود
کس نمی دانست اورا نام چیست
قصه این غول خون آشام چیست
عاقبت یک شب از بامی افتاد
عاقبت قاتل در دامی افتاد
آنکه خواب از چشم مردم می ربود
پیرمردی بود نامش عشق بود
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:45  توسط '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'
|
مبارزه راه روشنایی می داند که باید هموراه شکر گزار باشد.
فرشتگان همواره او را در نبردهای زندگی یاری کرده اند ، نیروهای آسمانی همه امور را سامان می دهند و به همین دلیل او می تواند از حداکثر توانش بهره مند گردد.
همراهان او می گویند : او انسان خوش شانسی است! و مبارز گاهی اوقات افعالی را انجام می دهد که بسیار دور از توانایی هایش است.
و به همین دلیل است که هنگام غروب آفتاب زانو می زند و از خداوند به دلیل حمایتهایش شکرگزاری می کند .
البته حق شناسی او به دنیای معنوی ختم نمی شود. او هیچ گاه دوستانش را از یاد نمی برد چرا که آن ها هم در صحنه نبرد زندگی او شرکت دارند.
مبارز هیچ گاه کمک ویاری دیگران را از یاد نمی برد ، او نخستین کسی است که این کمک ها را به خاطر می سپارد و هر گاه به غنیمتی دست یابد ، آن را با همراهانش سهیم می شود.
تمامی جاده ها دنیا به قلب مبارز راه دارند . او بدون ذره ای درنگ ، همواره در دریای عشقی غوطه ور است که در زندگیش جریان دارد.
مبارز می داند در انتخاب خواست هایش آزاد است وبا شهامت ، جسارت و گاهی اوقات با اندکی دیوانگی تصمیماتش را می گیرد.
او به علایقش عشق می ورزد و با تمام وجود از آنها لذت می برد . او می داند لزومی ندارد لذت پیروزی اش را نکار کند . این پیروزی ها جزیی از زندگی هستند. و برای همه کسانی که در این راه گام بر می دارند ف لذت به همراه دارد.
او هیچ گاه اموری را که ماندگار نیستند و یا با گذشت زمان فراموش شده اند از یاد نمی برد .
مبارز از تفاوت میان امور فانی و ابدی آگاه است.
پائولو کوئیلو
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:43  توسط '´¯`'•.¸پری خاطره ها¸.•'´¯´'
|


